![]() |
![]() |
|
| خستگیهایت را با شانه هایم قسمت کن ... |
|
بچه ها سلام !
یه مدتی نیستم و میخوام که آخرین تلاشهام رو برای رسیدن به محبوبی که حداکثر ۷۵ روز بهم مهلت داده تا اگه واقعاً میخوامش برای بدست آوردنش از خودم بیشتر مایه بزارم ، انجام بدم! محبوبم ، هفتم یا هشتم تیر قراره ازم آزمون عشق بگیره !!! خلاصه اینکه فکر کنم پست بعدیم تیرماه باشه !!! البته پر انرژی تر و با نشاط تر دلم میخواد مثل ِ اون موقع ها که با الهام میرفتیم کوهنوردی و .... رو زیر پا بگذارم و به رسم ِاون مواقع روی چمنهایی که کسی جرأت ِ نشستن یا قدم گذاشتن رو اونها رو نداشت، با خیال ِ راحت دراز بکشم ... چشمام رو ببندم و دل به نوازش ِ باد ملایم و نور ملایم آفتاب ِ صبحگاهی بدم! کسی چه میدونه ... من از همه ی طبیعت فقط همین چند لحظه رو میخوام و عشقبازی با اونها منو کامروا میکنه
پ ن : امیدوارم وقتی برگشتم همتون پا برجا باشید و به معنای واقعی از زندگی و زند بودن لذت ببرید ... پ ن : برام دعا کنید ! میخوام و امیدوارم که بتونم محبتهایی که در حقم شده رو جبران کنم !!! پ ن : فقط مجازیم زمانی از بالا به کسی نگاه کنیم که بخواهیم از زمین بلندش کنیم!
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 1:12 توسط نگار نفسک |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
هدیه ام را بپذیر!
چکه اشکی است که از چشمه شفاف دلم جوشیده است! و گلی سرخ که از سبزترین ناحیه عشق برایت چیدم.... |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 مرداد 1385 تیر 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
افتتاحیه هدف این وبلاگ .... دلتنگی های خودم ... زندگی را زنده کن ! آره ! من خودم خودم رو شفا میدم ... |
|
RSS
|